<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی</title>
    <link>https://jut.samt.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقدی بر یک کتاب روش‌شناختی مرجع در ایران؛ رویکرد کیفی</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_735464.html</link>
      <description>مقاله‌ی حاضر نقدی است به کتاب &amp;amp;laquo;روش تحقیق در روان‌شناسی و علوم‌تربیتی&amp;amp;raquo; تألیف علی دلاور که توسط نشر ویرایش در سال 1403 به چاپ رسیده است. این کتاب منبع دانشگاهی در مقطع کارشناسی و منبع آزمون ملی (ارشد و دکتری) است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای توصیفی-انتقادی انجام شد. داده‌ها به‌صورت استقرایی و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و مقوله‌ها و مضامین اصلی استخراج شد. این کتاب موضوعات متنوعی همچون روش‌های علمی، مفاهیم اساسی تحقیق، انتخاب مسئله، نمونه‌گیری، تحقیق زمینه‌یابی، تحقیق آزمایشی و تحلیل داده‌ها را پوشش می‌دهد. کتاب از برخی نقاط قوت برخوردار است؛ از جمله بهره‌گیری از مثال‌های آموزشی برای تبیین مفاهیم روش‌شناسی، نثر نسبتاً روان در بخشی از مباحث و استفاده از عناصر متعارف کتاب‌های درسی مانند اهداف فصل، خلاصه مطالب و پرسش‌های خودآزمایی. با این حال، نتایج تحلیل محتوا بیانگر وجود مسائل عدیده‌ای در ساختار، محتوا، نگارش و ارجاع‌دهی کتاب است. مسائل محتوایی شامل: مثال‌های نادرست، جملات نامفهوم، عبارت‌های ضد و نقیض و محتوای ناقص است. مسائل ساختاری نیز شامل عدم ارائه تصویر جامع‌تر، بخش‌بندی نادرست و عدم انسجام در سازمان‌دهی مطالب می‌شود. ایرادات نگارشی مانند استفاده نادرست از کلمات ربط، جمله‌بندی نادرست و ناقص و اشتباهات تایپی نیز به تقلیل کیفیت اثر منجر شده است. علاوه بر این، ایرادات ارجاع‌دهی و منبع‌نویسی، از جمله ارجاع‌های ناقص و عدم رعایت استانداردهای علمی از دیگر چالش‌های جدی این کتاب هستند. به منظور بهبود کیفیت کتاب، پیشنهاد می‌شود ویرایشی جامع و عمیق در حوزه‌های محتوایی و رویکردی، ساختاری، نگارشی و ارجاع‌دهی صورت پذیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی برنامه‌های درس جغرافیای سیاسی در ایران و دانشگاه‌های برتر جهان: چالش‌های معرفت‌شناختی و روش‌شناختی</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_736239.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت و نقش برنامه و ساختار درسی مبتنی بر سرفصل رشته جغرافیای سیاسی، به بررسی تاثیر آن بر شکل‌گیری ذهنیت دانش‌‌آموختگان رویکرد تطبیقی- تحلیلی می‌پردازد. در این راستا، با بهره‌گیری از تحلیل محتوای کیفی، سرفصل‌های دروس پایه مقطع کارشناسی ارشد رشته جغرافیای سیاسی در ایران در مقایسه با ده دانشگاه از آمریکا (ویسکانسین و کالیفرنیا)، کانادا( تورنتو، بریتیش کلمبیا)، بریتانیا (آکسفورد، کینگز، کالج مطالعات اقتصادی لندن)، فرانسه(سوربن، موسسه مطالعات سیاسی) و آلمان (گوته، آزاد برلین، مونیخ) در سال تحصیلی ۲۰۲۴ بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش جغرافیای سیاسی در ایران در سه سطح با الگوهای جهانی فاصله دارد: در سطح معرفت‌شناختی، پارادایم غالب همچنان رئالیسم ژئوپولیتیکی و اثبات‌گرایی کلاسیک است و رویکردهای انتقادی، پسااستعماری و فمینیستی در حاشیه قرار دارند؛ در سطح روش‌شناختی، روش‌های کیفی نوین مانند تحلیل گفتمان، اتنوگرافی سیاسی و کارتوگرافی انتقادی غایب‌اند و در سطح عملکردی، خروجی این نظام آموزشی عمدتا تکنوکرات امنیتی و استراتژیست دولت‌محور است. در مقابل، دانشگاه‌های دیگر جهان با گنجاندن مباحث جدید و پیوند نظر با کنشگری مدنی، در صدد تربیت سوژه‌ای هستند که فضا را نه به‌عنوان بستر ثابت قدرت، بلکه به‌عنوان برساخت اجتماعی قابل نقد و تغییر درک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی مولد در تحول پژوهش و نگارش کتاب‌های دانشگاهی: فرصت‌ها، چالش‌ها و ملاحظات اخلاقی</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_736240.html</link>
      <description>هدف این پژوهش ارائه تحلیلی جامع و متوازن از نقش هوش مصنوعی مولد در پژوهش و نگارش دانشگاهی و شناسایی فرصت‌ها، چالش‌ها و ملاحظات اخلاقی آن بر پایه ادبیات موجود بود. مطالعه حاضر با رویکرد مرور نظام‌مند و [S1.1]با بهره‌گیری از برخی مؤلفه‌های چارچوب گزارش‌دهی PRISMA انجام شد. جستجوی ساختاریافته منابع در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ صورت گرفت. از میان ۵۲ مدرک اولیه، پس از حذف موارد تکراری (۴۴ مدرک)، غربالگری عنوان و چکیده (حذف ۹ مدرک) و بررسی متن کامل (حذف ۹ مدرک به دلایل نبود دسترسی به متن کامل، تمرکز بر دوره ابتدایی یا عدم ارتباط مستقیم با پژوهش و نگارش دانشگاهی)، در نهایت ۲۶ منبع معتبر شامل ۲۵ مقاله انگلیسی و یک مقاله فارسی انتخاب و تحلیل شد. تحلیل داده‌ها در این پژوهش به‌صورت کیفی و با [S2.1] استفاده از روش تحلیل مضمون در چهار گام انجام گرفت: استخراج کدهای اولیه، دسته‌بندی آنها در ۱۱ کد محوری، سازمان‌دهی کدهای محوری در سه مضمون اصلی و انجام تحلیل تطبیقی میان مطالعات. یافته‌ها نشان دادند که هوش مصنوعی مولد در سه حوزه اصلی افزایش بهره‌وری پژوهش، ارتقای کیفیت نگارش علمی و تسهیل دسترسی به منابع فرصت‌های قابل‌توجهی فراهم می‌آورد. در مقابل، چالش‌هایی نظیر تهدید اصالت علمی و احتمال سرقت ادبی، تضعیف تفکر انتقادی، وابستگی افراطی کاربران و محدودیت‌های مرتبط با دقت و اعتمادپذیری الگوریتم‌ها برجسته شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول گفتمان تاریخ‌نگاری در کتاب‌های دانشگاهی تاریخ ایران ( از روایت سیاسی تا روایت تمدنی)</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_737557.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل گفتمان تاریخ‌نگاری در کتاب‌های دانشگاهی تاریخ ایران و واکاوی گذار از گفتمان مسلط &amp;amp;laquo;تاریخ سیاسی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;گفتمان تاریخ تمدنی&amp;amp;raquo; انجام شده‌است. با بهره‌گیری از رویکرد تلفیقی تحلیل گفتمان (مدل سه ‌سطحی فرکلاف و رویکرد تاریخی ووداک) و با تکیه بر نظریه دگرگونی گفتمانی، ۲۰ عنوان کتاب از انتشارات سمت (۱۰ عنوان تاریخ عمومی و ۱۰ عنوان تاریخ فرهنگ و تمدن) طی دو دهه اخیر (۱۳۸۰-۱۴۰۳) به صورت هدفمند انتخاب و با استفاده از چک‌لیست ترکیبی (شامل شاخص‌های کمی و کیفی) تحلیل شدند. یافته‌های کمی نشان می‌دهد که میانگین درصد فصل‌های تمدنی در کتاب‌های تاریخ عمومی ۲۴.۳٪ و در کتاب‌های تاریخ فرهنگ و تمدن ۹۵.۷٪ است. در کتاب‌های تاریخ عمومی، میانگین درصد فصل‌های تمدنی از ۲۰.۸٪ در دهه ۱۳۸۰ به ۳۶.۱٪ در دهه ۱۳۹۰ افزایش یافته‌است که نشان‌دهنده &amp;amp;laquo;گذار تدریجی و ناقص&amp;amp;raquo; از گفتمان سیاسی به سوی گفتمان تمدنی است. یافته‌های کیفی نیز تفاوت معناداری در نقطه آغاز روایت، شخصیت‌های محوری و الگوهای تبیین علل در دو گونه کتاب را نشان می‌دهد. تحلیل مآخذشناسی (۴۳۹ مدخل از کتاب رهبری، ۱۳۹۸) نیز غلبه نسبی گفتمان تمدنی (۵۸٪) در بدنه پژوهش‌های تاریخی معاصر را تایید می‌کند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد علمی کتابِ گنجینة آب لرستان: بررسی اعتبار منابع، روش تحقیق و دستاوردها</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_741233.html</link>
      <description>کتابِ &amp;amp;laquo;گنجینة آب لرستان به‌قلم &amp;amp;laquo;عطا حسن‌پور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رضا میرزایی&amp;amp;raquo; در سال 1398 خورشیدی از سوی نشر &amp;amp;laquo;هم‌پا&amp;amp;raquo; منتشر شده است. این اثر با هدف مطالعة سازه‌هایِ آبی استان لرستان، بر پایة بازدیدهای میدانی و شماری اندک از منابع کتابخانه‌ای(عمدتاً پرونده‌های ثبتی آثار) تدوین یافته است. هدف جُستار پیش‌رو، نقد علمی کتاب گنجینة آب لرستان با رویکرد تحلیلِ انتقادی است تا ضمن سنجش اعتبار علمی و پژوهشی آن، نقاط قوت و کاستی‌هایش را شناسایی کند. پرسش اصلی پژوهش این است که کتاب گنجینة آب لرستان از نظر شکل، ساختار، روش‌شناسی و محتوایی تا چه حد با الگوها و شاخص‌های ارائه‌شده برای پژوهش‌های علمی منطبق است؟ روش پژوهش مبتنی بر ارزیابی علمی کتاب با رویکرد تحلیل-انتقادی است. برآیند ارزیابی کتاب نشان می‌دهد که اثر از نظر شکلی، با وجود برخی کاستی‌ها و زیاده‌روی‌ها، در تراز نسبتاً قابل قبولی قرار دارد. کتاب موضوعی نو و بااهمیت را هدف بررسی خود قرار داده و از این نظر حائز اهمیت است، اما از نظر ساختاری، روش‌شناسی و محتوایی، کتاب کاستی‌ها و ایرادات عدیده‌ای دارد و با اصول و موازین نگارش تألیفات علمی فاصله بسیار دارد. فقدان جنبه‌ها و بحث‌های تحلیلی از موضوع مورد بررسی، استفاده تزیینی از تصاویر و معرفی صرف آثار باعث شده که کتاب نه یک پژوهش و تألیف علمی، بلکه یک کاتالوگ مصور برای معرفی سازه‌های آبی استان لرستان باشد. حتی در مقام معرفی صرف آثار هم، کتاب کاری نکرده که به‌کار آید و در اغلب موارد به ارائه توصیفاتی آشفته، ناقص، کم‌دقت و سطحی از آثار اکتفا کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای دو کتاب مینا (3) و پرفا (2) براساس چک لیست کانینگزورث</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_741234.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه‌ی دو کتاب آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان، یعنی مینا (۳) و پرفا (۲)، انجام شده است. در شرایطی که کیفیت منابع آموزشی نقش تعیین‌کننده‌ای در یادگیری زبان دوم و خارجی دارد، بررسی نظام‌مند کتاب‌های درسی می‌تواند به بهبود فرایند آموزش کمک کند. این پژوهش می‌کوشد روشن سازد که دو کتاب یادشده تا چه اندازه با معیارهای یک کتاب آموزشی مناسب، بر پایه‌ی چک‌لیست کانینگزورث (۱۹۹۵)، همخوانی دارند. برای پاسخ به این پرسش‌ها، از روش توصیفی ـ تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است و کتاب‌ها بر اساس مؤلفه‌هایی مانند اهداف آموزشی، طراحی، محتوای زبانی، مهارت‌ها، روش‌شناسی و ملاحظات عملی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو کتاب در بهره‌گیری از رویکردهای ارتباطی و مهارت‌محور موفق بوده‌اند و از نظر تنوع فعالیت‌ها، تمرین‌ها و توجه به مهارت‌های چهارگانه، نقاط قوت قابل توجهی دارند. با این حال، در زمینه‌هایی مانند توجه صریح به نیازهای زبان‌آموزان، استفاده از مواد شنیداری اصیل و ارائه راهبردهای یادگیری و مطالعه، هر دو کتاب با کاستی‌هایی روبه‌رو هستند. بر اساس نتایج، می‌توان گفت هر یک از این دو کتاب در برخی جنبه‌ها برتری‌هایی دارند، اما برای ارتقای کیفیت آموزشی، نیازمند بازنگری و تکمیل در برخی مؤلفه‌ها هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد توالی و روابط پیش‌نیازیِ متون نظم و نثر در برنامۀ درسی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_741299.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر با هدف بررسی و ارزیابی منطق آموزشی حاکم بر توالی و روابط پیش‌نیازی متون نظم و نثر در برنامۀ درسی دورۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی تألیف شده‌است‌. پژوهش از نوع کیفی است و با بهره‌گیری از روش اسنادی&amp;amp;ndash;کتابخانه‌ای و با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی انجام یافته‌است. بدین منظور تمامی واحدهای متون نظم و نثر در بخش دروس الزامی و اختیاری بررسی و ۱۲ مورد نیازمند نقد تشخیص داده‌شد. اطلاعاتِ مربوط به واحدهای درسی با تکیه بر جداول و بخش تفصیلی برنامه فراهم آمده‌است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهدکه توالی و روابط پیش‌نیازی واحدهای متون نظم و نثر در برخی موارد از الگویی کلی و شماره‌محور پیروی می‌کند و با کاستی‌هایی همراه است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: گاه ترتیب ارائۀ واحدهای درسی با توالی تاریخی و تکوینی متون سازگاری ندارد. در مواردی دانش و مهارت حاصل از واحدِ پیش‌نیاز، زمینۀ مناسبی برای ورود به درس اصلی مهیّا نمی‌کند. در شماری از موارد پیش‌نیاز تعیین‌شده با محتوا، ژانر و سبک ادبی درس اصلی همخوان نیست و گاهی هم سطح دشواری پیش‌نیازِ تعریف شده با درس اصلی تناسبی ندارد. این مقاله می‌کوشد با رویکردی نظام‌مند بر ضرورت بازنگری در برنامۀ‌ درسی تأکید نماید،کاستی‌های این بخش از برنامۀ موجود را با تکیه بر الزامات علمی- آموزشی رشتۀ زبان و ادبیات فارسی و نیز اصول برنامه نویسی درسی بازنماید و با ارائۀ پیشنهادهایی سازنده، زمینه‌ای مناسب برای اصلاح و بهبود آن فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل پارادایمی برنامه‌درسی آینده‌نگر در آموزش عالی: مطالعه‌ای مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_741347.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی و ارائه یک مدل پارادایمی برای برنامه‌درسی آینده‌نگر در آموزش عالی ایران با رویکرد کیفی و نظریه داده‌بنیاد انجام شده‌است. مشارکت‌کنندگان با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و سپس نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند و فرایند نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با اساتید و صاحب‌نظران حوزه برنامه‌ریزی درسی گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا (2024) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها به طراحی یک مدل پارادایمی شش‌بعدی منجر شد. شرایط علّی شامل تحولات فناورانه، تحولات فرهنگی و اجتماعی و تحولات بازار کار و مشاغل آینده بود. شرایط زمینه‌ای نیز امکانات و زیرساخت‌های فناورانه دانشگاه‌ها و بسترهای فناورانه و نوآوری در فرایند یاددهی&amp;amp;ndash;یادگیری را دربر گرفت. همچنین، شرایط مداخله‌گر شامل سیاست‌گذاری و حکمرانی آموزش عالی، محدودیت‌های سازمانی و نهادی و پیچیدگی و عدم‌پایداری محیطی شناسایی شد. در پاسخ به این شرایط، راهبردهایی شامل طراحی برنامه‌های درسی بین‌رشته‌ای و بین‌المللی، گسترش تعامل دانشگاه با جامعه و صنعت، بازاندیشی در محتوا و اهداف برنامه‌های درسی، نهادینه‌سازی آینده‌نگری در برنامه‌ریزی درسی و توانمندسازی سرمایه‌های انسانی دانشگاه استخراج شد. اجرای این راهبردها به افزایش کیفیت و کارآمدی آموزش عالی، ارتقای شایستگی‌های حرفه‌ای و دیجیتال آینده‌نگر و حرکت به‌سوی دانشگاه هوشمند می‌انجامد. مدل ارائه‌شده با کشف روابط میان شرایط، راهبردها و پیامدها، چارچوبی بومی برای بازطراحی برنامه‌های درسی آموزش عالی ایران فراهم می‌کند و می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان درسی و مدیران دانشگاهی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصمیم‌گیری ژئوپلیتیکی؛ حلقه مفقوده میان آموزش و حکمرانی در ایران</title>
      <link>https://jut.samt.ac.ir/article_741140.html</link>
      <description>تصمیم‌گیری از بنیادی‌ترین کارکردهای حکمرانی است و دانش ژئوپلیتیک، به‌دلیل ماهیت راهبردی خود، ارتباطی ماهوی با فرایندهای تصمیم‌سازی و سیاستگذاری دارد. با وجود این پیوند، به نظر می‌رسد آموزش تصمیم‌گیری در این حوزه در ایران کمتر متناسب با نیازهای حکمرانی، سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی ملی سامان یافته است. پژوهش حاضر به‌منظور واکاوی جایگاه آموزش تصمیم‌گیری در رشته جغرافیای سیاسی و تبیین مفهوم &amp;amp;laquo;تصمیم‌گیری ژئوپلیتیکی&amp;amp;raquo; با تحلیل محتوای جهت‌دار درس &amp;amp;laquo;روش‌ها و فنون تصمیم‌گیری&amp;amp;raquo; در قالب یک مطالعه اکتشافی به‌صورت کیفی انجام شده است. داده‌های این پژوهش کاربردی &amp;amp;ndash; توسعه‌ای از طریق مطالعه منابع نظری مرتبط با ژئوپلیتیک، تصمیم‌گیری، حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی و تحلیل سرفصل‌های درس &amp;amp;laquo;روش‌ها و فنون تصمیم‌گیری&amp;amp;raquo; در مقطع کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی گردآوری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد محتوای درس مورد بررسی عمدتاً تحت تأثیر پارادایم مدیریتی، روش‌های کمی و ابزارهای تحلیل داده قرار دارد و مؤلفه‌های بنیادین تصمیم‌گیری ژئوپلیتیکی، از جمله تحلیل قدرت، منافع ملی، محیط راهبردی، تحلیل بازیگران، آینده‌پژوهی، سناریونویسی و سیاست‌گذاری ژئوپلیتیکی، جایگاه متناسبی ندارند. غلبه رویکرد ابزارمحور موجب شده آموزش تصمیم‌گیری بیش از آنکه به تصمیم‌سازی و طراحی گزینه‌های راهبردی بپردازد، به آموزش تکنیک‌های انتخاب گزینه محدود شود. این یافته‌ها فاصله میان محتوای آموزشی این درس و الزامات تصمیم‌گیری ژئوپلیتیکی در عرصه حکمرانی و سیاست‌گذاری را نشان می‌دهد. بر پایه یافته‌ها، &amp;amp;laquo;تصمیم‌گیری ژئوپلیتیکی&amp;amp;raquo; به‌عنوان یک شایستگی راهبردی و حوزه‌ای نوظهور پیشنهاد می‌شود. این مفهوم با پیوند تحلیل‌های ژئوپلیتیکی با فرایندهای تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری، می‌تواند زمینه‌ساز گذار از آموزش ابزارمحور به آموزش راهبردمحور و تقویت نقش آموزش ژئوپلیتیک در نظام حکمرانی باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
