ادبیات داستانی در دانشگاه: نگاهی نقادانه به درس ادبیات داستانی در برنامۀ دورۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی «سمت»

چکیده

در این مقاله، درس ادبیات داستانی، زیرمجموعۀ درس‌های اختیاری زمینۀ دوم فنون ادبی دورۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی (مصوب شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی به تاریخ 4/4/1391)، با نگاهی نقادانه در دو حیطة مرتبط، بررسی و تحلیل شده است. نخست درس ادبیات داستانی با جزئیات، شامل هدف، سرفصل‌ها و منابع بررسی شده و دوم، در نظرگاهی کلان‌تر، جایگاه این درس در ساختار کلی برنامۀ کارشناسی تحلیل شده است. در مورد توضیحات درس، در بخش هدف، یک مشکل روش‌شناسی اساسی وجود دارد. در این بخش شناخت نمایشنامه در کنار سایر شکل‌ها و انواع ادبیات داستانی آمده است، در حالی که نمایشنامه، خود، نوع ادبی مستقلی است و به هیچ روی زیرمجموعة ادبیات داستانی به شمار نمی‌آید. در بخش سرفصل‌ها، ضمن غلط‌های پرشمار نگارشی، افزون بر آمدن نوع ادبی نمایشنامه زیر عنوان ادبیات داستانی، تعدد و تنوع سرفصل‌های ده‌گانه موجب شده است دامنة کار از ظرفیت درسی دو واحدی بسیار گسترده‌تر شود. در بخش منابع اصلی، قدیمی و ناقص بودنِ منابع ضعف اصلی است و در بخش منابع پژوهشی، با توجه به کلی بودن عنوان درس، منابع دقیق نیستند و افزون بر این، منابع به‌روز رسانی نشده‌اند. در نگاه کلان، در برنامة کارشناسی زبان و ادبیات فارسی، پیش‌فرضی بنیادین نادیده گرفته‌ شده است و آن اینکه کلیۀ متون ادبی کلاسیک و معاصر فارسی (اعم از نظم و نثر) وقتی موضوع مطالعات دانشگاهی می‌شوند باید بر اساس نظریه‌های جدید ادبی تدریس و بازبینی و بازخوانی شوند. با چنین پیش‌فرضی، و با عطف توجه به مقوله‌بندی‌های جهانی، ضمن توجه ویژه به نظریه‌های ‌ادبی مدرن، ساختار این برنامه باید به سه بخش اصلیِ شعر، ادبیات داستانی و نمایشنامه تقسیم شود. در این صورت، ادبیات داستانی به جای قرار گرفتن در جایگاه درسی اختیاری، به یکی از بخش‌های سه‌گانة اصلی برنامة کارشناسی تبدیل خواهد شد.

کلیدواژه‌ها